ماهنامه علمی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
شناسه نشریه
ماهنامه علمی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب) شماره 95

سال : 17
شماره : 1
شماره پی در پی : 95

اطلاعات مقاله

ماهنامه علمی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
سال 17، شماره 1، ، شماره پی در پی 95

مؤلفه های سبک حماسی در منظومه های شهنشاه نامه صبای کاشانی و خاوران نامه ابن‌حسام خوسفی بر مبنای نظریه کنشهای سه گانه ژرژ دومزیل

صفحه (269 - 291)
معصومه کریمیان کلهرودی ، فرشته ناصری (نویسنده مسئول)، مریم پیکانپور
تاریخ دریافت مقاله : اردیبهشت 1402
تاریخ پذیرش قطعی مقاله : مرداد 1402

چکیده
زمینه و هدف: اسطوره شناسی تطبیقی به بررسی قیاسی-تطبیقی نظام مند مضامین و روایتهای اسطوره ای فرهنگها و اقوام مختلف، بویژه فرهنگها و اقوامی که خاستگاه مشترکی دارند، میپردازد تا اساطیر کهن این فرهنگها و اقوام را بگونه ای بازسازی کرده و از این طریق به ساختهای مشترک زبانی، دینی و اجتماعی آنها دست یابد. یکی از چهره های شاخص در زمینه اسطوره شناسی تطبیقی، ژرژ دومزیل است. مهمترین دستاورد او در تطبیق اساطیر، نظریه کنشگرایانه اوست که به سه کارکرد اجتماعی حاکمیت، جنگاوری و فراوانی در اسطوره های هند و اروپایی میپردازد. پژوهش حاضر سعی دارد با تکیه بر نظریه کنشهای سه گانه به این پرسش پاسخ دهد که ««موارد همانندی مؤلفه های سبک حماسی در حماسه های منظوم ایران «خاوران نامه و شهنشاه نامه» بر مبنای نظریه کنشهای سه گانه ژرژ دومزیل کدامند؟ در سالهای اخیر پژوهشهای مختلفی در قالب تحلیل متون حماسی اعم از نظم و نثر با توجه به نظریه اسطوره شناسی تطبیقی کنشگرای ژرژ دومزیل انجام شده است و اغلب این پژوهشها تنها یک اثر یا بخشی از آن را اساس کار قرار داد ه اند. نوآوری این پژوهش در جامعه آماری آن و روش تحلیل است که برای نخستین بار انواع متون حماسی (تاریخی، دینی) را اساس کار قرار داده است تا از این طریق به وجوه همسانی و تفاوت شیوه های کاربرد مؤلفه های سبک حماسی در این منظومه ها با توجه به مبانی نظری پژوهش بپردازد. روش مطالعه: ابن پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. با توجه به هدف اصلی این پژوهش که مطالعه و تحلیل دو منظومه حماسی در زبان فارسی با تکیه بر نظریه کنشهای سه گانه است، یک منظومه بعنوان منظومه دینی «خاوران نامه»، و یک منظومه نیز بعنوان منظومه تاریخی-پهلوانی «شهنشاه نامه» اساس بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش به نظر میرسد در هر یک از انواع منظومه های حماسی «تاریخی-پهلوانی، دینی» یکی از کنشهای سه گانه مدّنظر ژرژ دومزیل نمود بیشتری دارد. عامل اصلی در این زمینه «جهان بینی حاکم بر اثر»، «محتوا» و «درونمایه» این منظومه ها است. در هر دو منظومه «خواب دیدن و پیشگویی» عامل شکلگیری جریان روایت است؛ اما در هر یک از منظومه ها کارکرد متفاوتی دارد. در منظومه دینی «خاوران نامه» که به شرح دلاوریهای پیشوای شیعیان میپردازد، کنش جنگاوری/ سلحشوری نمود بیشتری دارد. با توجه به محتوای این اثر، عناصری مانند فرّه ایزدی و روئین تنی به شیوه متفاوتی بازنمایی شده اند؛ به این معنا که خوسفی به این مؤلفه ها جنبه مقدس و الاهی بخشیده و معجزه و قدرت ماورایی قهرمان اثر بر سایر وجوه حماسی این منظومه غلبه دارد. در این منظومه کنش فرمانروایی/ شهریاری و کنش فراوانی/ باروری نمود بسیار محدودی دارد. در شهنشاه نامه صبا نیز با توجه به محتوای اثر، کنشهای فرمانروایی/ شهریاری و جنگاوری و سلحشوری غلبه بیشتری دارد. عباس میرزا بعنوان قهرمان روایت، به نبرد به بیگانگان/ غیرایرانیان میپردازد و نمادی از اقتدار و عظمت ایرانیان است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که با توجه به محتوای دینی منظومه خاوران نامه، این اثر در زمینه مؤلفه های سبک حماسی در نظریه کنشگرایانه ژرژ دومزیل، دارای وجوه تفاوت بسیار با منظومه تاریخی-پهلوانی شهنشاه نامه است.

کلمات کلیدی
منظومه های حماسی , ژرژ دومزیل , کنشهای سه گانه , شهنشاه نامه صبا , خاوران نامه ابن حسام خوسفی

فهرست منابع
  • آیدنلو، سجاد (1388) از اسطوره تا حماسه، تهران: انتشارات سخن، چاپ دوم.
  • ابن حسام، محمدبن حسام الدین (1382)، تازیان نامه پارسی (خلاصه خاوران نامه)، ویراستار حمیدالله مرادی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
  • اسماعیل پور، ابوالقاسم (1395)، اسطوره بیان نمادین، تهران: انتشارات سروش، چ پنجم.
  • بهار، محمدتقی (1393)، سبک شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی، تهران: زوار.
  • بهار، مهرداد (1396) پژوهشی در اساطیر ایران، تهران: نشر آگه، چ دوازدهم.
  • جلالی، گلاویژ و مظفری، علیرضا (1400)، بررسی تحولات ضدّقهرمان در حماسه های ملی، دینی و تاریخی و با تحلیل شش منظومه حماسی، پژوهشنامه ادب حماسی، سال هفدهم، ش دوم، پیاپی 32: صص 59 – 78.
  • دومزیل، ژرژو گودورف (1391)، جهان اسطوره شناسی، ترجمه جلال ستاری، تهران: مرکز. چ سوم.
  • ذوالفقاری، حسن (1386)، هویت ایرانی و دینی در ضرب المثل های فارسی، مطالعات ملی، س 8، ش 2: صص 27 – 53.
  • رزمجو، حسین (1370)، انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.
  • رزمجو، حسین (1381)، قلمرو ادبیات حماسی ایران، ج 1، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  • زارعی، علی اصغر (1398) «بررسی سه بزه گرشاسب و تطبیق آن با نظریه کنش سه گانه ژرژ دومزیل»، مطالعات ایرانی، ش 6: صص 49 – 70.
  • زاهدی، فریندخت و همکاران (1397)، ضحاک و لوکی: مقایسه دو اسطوره ایرانی و اسکاندیناوی بر مبنای نمایشنامه های ضحاک و ایولف کوچک در چهارچوب نظریه کنشگرایانه ژرژ دومزیل، فصلنامه ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی، سال 14، ش 52: صص 249 – 276.
  • سپهر، محمدتقی (1390)، ناسخ التواریخ، به اهتمام جمشید کیانفر، تهران: اساطیر.
  • شهبازی، اصغر (1393)، حماسه سرایی دینی در ادب فارسی، آئینه میراث، ش 55: صص 183 – 209.
  • صبای کاشانی، فتحعلی خان (1230 ق)، دست نویس شهنشاه نامه، تهران: کتابخانه مجلس، نسخه شماره 587.
  • صفا، ذبیح ا... (1389)، حماسه سرایی در ایران، تهران: انتشارات امیرکبیر، چ نهم.
  • طاهری خسروشاهی، محمد (1388)، فصل های تاریکی جنگ های روس با ایران در شعر فارسی، تهران: تمدن ایرانی.
  • کریمی، صدیقه و امینی، محمدرضا (1401)، نمودهای فرهنگ عامه در خاوران نامه ابن حسام خوسفی، فصلنامه علمی تفسیر و تحلیل متون زبان و ادبیات فارسی (دهخدا)، د 14، ش 53: صص 141 – 168.
  • کزازی، میرجلال الدین (1388)، رؤیا، حماسه و اسطوره، تهران: نشر مرکز.
  • معرک نژاد، رسول (1393)، اسطوره و هنر، تهران، انتشارات میردشتی، چ دوم.
  • ناصح، محمدمهدی (1378)، خاوران نامه (نوش داروی جانبخش ابن حسام)، مرکز خراسان شناسی، 2، صص 129 – 146.
  • منزوی، احمد (1348)، فهرست نسخه های خطی فارسی، تهران.
  • ناتل خانلری، پرویز (1326)، نثر فارسی در دوره اخیر، در کنگره نویسندگان ایران، تهران: نگین.
  • نامورمطلق، بهمن (1397)، درآمدی بر اسطوره شناسی، تهران، انتشارات سخن، چ دوم.
  • نامورمطلق، بهمن و عوض پور، بهروز (1395)، اسطوره و اسطوره شناسی نزد ژرژ دومزیل، تهران، نشر موغام، چ اول.
  • وایس، لی لی (1382)، کاربرد تحلیل رؤیا در روان درمانی، ترجمه علی صاحبی و منصور حکیم جوادی، مشهد: دانشگاه فردوسی.