%0 Journal Article %T تحلیل و بررسی بازآفرینی روایت شمس و مولانا در رمان «ملت عشق» با تکیه بر بینامتنیت %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Mousa Piri %A Ahmad Farshbafian %A Mohammad Ali Mousizadeh %A Mohammad Reza Abedi %D 2025 %\ 2026/01/26 %N 121 %V 19 %P 285-308 %K Rumi %K Shams Tabrizi %K The Forty Rules of Love %K Intertextuality. %X هدف : هدف اصلی مقاله، تبیین نحوه اقتباس و بازآفرینی عناصر روایی، سبکی و معنایی از متن صوفیانه کلاسیک در رمان معاصر است. نقد و نظریه بینامتنیت یکی از رویکردهای نوین نقد ادبی در قرن بیستم به شمار میرود و روشی است برای خوانش متون ادبی برمبنای مقایسه و تطبیق. در واقع این نظریه ارتباط و تعامل متون با یکدیگر را بررسی میکند. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی و بر اساس نظریه بینامتنیت، به تحلیل بازآفرینی روایت شمس و مولانا در دو منبع متفاوت ــ «مناقب‌العارفین» افلاکی (قرن هشتم هجری) و رمان «ملت عشق» اثر الیف شافاک (قرن بیست‌ویکم میلادی) ــ میپردازد. روش : بررسیهای این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است، یافته ها : این تحقیق نشان میدهد که شافاک با بهره گیری از ساختارها و مضامین کلیدی مناقب‌العارفین، از جمله ماجرای آزمون مریدان، نخستین دیدار شمس با مولانا، درخواست شراب، آغاز سماع، قتل شمس، انداختن پیکر او در چاه و صله دادن برای خبر از شمس فرآیندی از «بازنویسی دگرگون‌ساز» را صورت داده است که طی آن الگوهای عرفانی سنتی در قالبی روان‌شناختی، روایی و انسان‌محور بازتولید میشوند. نتیجه : مقاله بر این نکته تأکید دارد که اقتباس شافاک نه تقلید بلکه بازآفرینی بینافرهنگی است که از طریق آن، میراث عرفان ایرانی در افق جهانی و مدرن بازخوانی میشود؛ به گونه ای که «ملت عشق» با تکیه بر منبع کلاسیک عرفان فارسی، الگویی از گفتگوی میان سنت و مدرنیته، شرق و غرب، و عرفان و روانشناسی معاصر را پدید آورده است. %U https://bahareadab.com/article_id/2001