%0 Journal Article %T تحلیل درونمایۀ سفر و هجرت در شعر شاعران پس از انقلاب اسلامی ایران %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Majid Ghasemi Fasarani %A Majid Pouyan %A Mohammad Reza Najjarian %D 2026 %\ 2025/11/22 %N 120 %V 19 %P 65-87 %K Travel %K Migration %K Post–Islamic Revolution Iranian Poetry %K Migration Literature %K Nostalgia %X زمینه و هدف: درونمایۀ «سفر و هجرت» در ادبیات پس از انقلاب اسلامی ایران، دستخوش تحولات معنایی و نمادین عمیقی شده و به بازتابی از وضعیت روحی و روانی شاعر و فضای اجتماعی جامعه تبدیل شده است. این مفاهیم در شعر شاعران، به دو شکل عمده نمود یافته است: گروهی از شاعران داخل، «سفر» را نماد تحوّل درونی، سلوک معنوی و جست‌وجوی حقیقت دانسته اند، در حالی که شاعران مهاجر، «هجرت» را با تجربۀ تبعید و بحران هویت پیوند زده اند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل درونمایه های سفر و هجرت در شعر گروهی از شاعران برگزیدۀ داخل (حمید سبزواری، مهرداد اوستا، علی معلم دامغانی و علی موسوی گرمارودی) و مقایسۀ آن با چهار شاعر منتخب مهاجر (عباس صفاری، یدالله رؤیایی، نادر نادرپور و ژاله اصفهانی) است تا وجوه مشترک و متمایز سروده های آنان تبیین گردد. روشها: پژوهش حاضر به روش توصیفی – تحلیلی و براساس مطالعۀ کتابخانه ای است. در این فرآیند، ابتدا مضامین مرتبط با «سفر» و «هجرت» در اشعار شاعران استخراج، و سپس با رویکرد تطبیقی بررسی می شود تا وجوه اشتراک و افتراق آنها مشخص گردد. یافته ها: تحلیل اشعار شاعران مورد مطالعه نشان میدهد که مفهوم «سفر» و «هجرت» در شعر شاعران داخل کشور، بیشتر با نگرشی مثبت و تعالی‌جو همراه است. در این اشعار، سفر نمادی از حرکت درونی، خودیابی، سلوک معنوی و مسئولیت دینی تلقی میشود و غالباً با مفاهیمی چون حقیقت‌جویی، دفاع از سرزمین و شهادت پیوند میخورد. در مقابل، در شعر شاعران مهاجر، هجرت بیشتر رنگی از اضطراب، اندوه و اعتراض دارد و دوری از وطن برای آنان به تجربه ای آمیخته با غربت، بحران هویت و ازخودبیگانگی تبدیل شده است؛ به گونه ای که سفر در این اشعار، دیگر نه راهی به رستگاری بلکه بازتابی از رنج تبعید و گسست هویتی به شمار می‌آید. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان میدهد که درون‌مایۀ سفر و هجرت در شعر شاعران داخل کشور، بیشتر ایجابی و با بار معنایی مثبت و با محوریت تحوّل معنوی، خودشناسی و رسالت دینی مطرح میشود.آنان سفر و هجرت را به منظور رسیدن به حقیقت، خود‌شناسی، دفاع از میهن و شهادت به کار برده اند که نشانه ای از کوشش برای رسیدن به ارزشهای برتر است. از دیگرسو شاعران مهاجر، هجرت را با حس تبعید، بحران هویت و غربت بازنمایی کرده اند.ایشان با تجربۀ دوری از وطن، سفر و هجرت را به عنوان یک تجربۀ دردآور و گاهی اعتراضی مطرح میکنند که نمادی از چندپارگی هویت و سردرگمی در برابر واقعیتهای جدید به شمار میرود. %U https://bahareadab.com/article_id/1974