%0 Journal Article %T تحلیل سبکی اسرارنامه عطار نیشابوری بر اساس آرای مایکل هالیدی و رقیه حسن %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Mojtaba Akbari %A Khadijeh Bahrami Rahnama %A Maryam Youzbashi %D 2026 %\ 2025/10/04 %N 118 %V 18 %P 229-249 %K Functional linguistics %K Halliday %K Asrarname %K meta-intellectual function %K aspect %K textual coherence. %X زمینه و هدف: زبانشناسی نقشگرای نظاممند هالیدی (SFL) و نظریه انسجام متنی رقیه حسن از دقیقتر ابزارها برای شناسایی ویژگیهای سبکی و روابط معنایی در متون ادبی به شمار میروند. منظومه اسرارنامه عطار نیشابوری یکی از برجسته ترین آثار عرفانی ادبیات پارسی است که با زبان تمثیلی و چندلایه، مفاهیم پیچیده ای چون خودشناسی، عشق الهی و وحدت وجود را بیان میکند. هدف پژوهش حاضر، بررسی مولفه های سبکی اسرارنامه عطار بر اساس سه فرانقش هالیدی (اندیشگانی، بینافردی و متنی) و نظریه انسجام رقیه حسن است تا تشخص سبکی و شیوه های خلق معنا در این اثر عرفانی مشخص شود. روشها: پژوهش به روش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کیفی انجام شده است. ابتدا با استفاده از چارچوب زبانشناسی نقشگرای نظام‎مند هالیدی، متن اسرارنامه در سه لایه فرانقش اندیشگانی، بینافردی و متنی تحلیل شد. سپس مولفه های انسجام متنی (انسجام ارجاعی، حذف، جایگزینی، ربط و انسجام واژگانی) بر اساس نظریه رقیه حسن بررسی گردید. تحلیل بر پایه کل متن اسرارنامه (چاپ تصحیح شفیعی‌کدکنی) و بدون نمونه گیری انجام گرفت. یافته ها: در فرانقش اندیشگانی، فرایندهای مادی (۵۱٪)، ذهنی (۲۶٪) و رابطه ای (۱۸٪) بالاترین بسامد را دارند و مفاهیم انتزاعی عرفانی را ازطریق ملموسسازی و جسمانیکردن قابل‌درک کرده اند. در فرانقش بینافردی، وجه امری با بسامد بسیار بالا (۶۳٪ از فعلهای وجهی) رابطه گفتمانی «پیر‒مریدی» را تقویت کرده و مخاطب را مستقیماً به سلوک عرفانی فرامیخواند. در فرانقش متنی، ارجاع شخصی (به ویژه ضمیر سوم‌شخص برای اشاره به خداوند و پیر)، حذف و جایگزینی مهم‌ترین ابزارهای انسجام دستوری هستند. در انسجام واژگانی نیز تکرار (به ویژه تکرار واژههای کلیدی مانند دل، جان، عشق) و تضاد معنایی (نور/ظلمت، فناء/بقاء) بالاترین بسامد را دارند و نقش کلیدی در خلق بافتار عرفانی ایفا کرده اند. نتیجه گیری: تحلیل سبکی اسرارنامه بر اساس رویکرد هالیدی و حسن نشان داد که عطار با تلفیق هوشمندانه فرایندهای مادی و ذهنی، وجه امری مستقیم و ابزارهای انسجام واژگانی (تکرار و تضاد)، سبکی کاملاً شخصی و متمایز خلق کرده است. این سبک نه تنها مفاهیم انتزاعی عرفان را ملموس و قابل‌تجربه میسازد، بلکه مخاطب را به صورت فعال در رابطه مرید‒پیر قرار داده و او را به سیر و سلوک دعوت میکند. نتایج این پژوهش میتواند الگویی برای تحلیل سبکی دیگر آثار عرفانی ادبیات پارسی ارائه دهد. %U https://bahareadab.com/article_id/1952