%0 Journal Article %T بررسی مؤلفه های کلاسیسم در شعر سبک خراسانی (مطالعه موردی ابوشکور، فرخی، عنصری و منوچهری) %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Mahroyeh Raziei %A Shervin Khamseh %A Ahmad Khyali Khatibi %D 2026 %\ 2025/09/16 %N 118 %V 18 %P 51-84 %K Khurasani style %K Classicism %K Abu Shakur Balkhi %K Manuchehri Damghani %K Unsuri %K Farrukhi Sistani %K rationalism %K verisimilitude %K aphoristic brevity. %X زمینه و هدف: سبک خراسانی متأخر (قرنهای چهارم و پنجم هجری) به دلیل ویژگیهایی چون نظم، استواری زبان و غلبۀ اندیشۀ عقلانی، از نظر تیپولوژیک به عنوان دورۀ بنیادین و هنجارگذار ادبیات فارسی با اصول کلاسیسم جهانی قابل مقایسه است. هدف از این پژوهش، تعیین میزان تطابق و تفاوتهای سبکی چهار شاعر برجستۀ این دوره (ابوشکور بلخی، فرخی سیستانی، عنصری بلخی و منوچهری دامغانی) با هفت مؤلفۀ اصلی کلاسیسم (عقل‌گرایی، ایجاز، فخامت، حقیقت‌مانندی، وضوح، آموزندگی/خ وشایندی و نبوغ) است. روش ها: این مطالعه با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، به واکاوی عناصر ساختاری و مضمونی هفت مؤلفۀ کلاسیک در دیوانهای شاعران مورد نظر پرداخته است تا نحوۀ اجرای این اصول در قلمروهای حکمی، مدحی و وصفی روشن گردد. یافته ها: این پژوهش نشان میدهد که سبک خراسانی متأخر در مجموع، معادل تیپولوژیک کلاسیسم در سنت ادبیات فارسی است، اما این تطابق در قالب یک طیف پویا محقق شده است. نتیجه گیری: میتوان گفت ابوشکور بلخی (با محوریت عقل‌گرایی بنیادین، ایجاز حکمی و آموزندگی صریح) نزدیکترین نماینده به کلاسیسم آرمانی و وظیفه گرا است. در سوی مقابل، منوچهری دامغانی با اولویت دادن به خوشایندی، تعقید تصویری، فخامت قاموسی و حقیقت‌مانندی حسی، بیشترین فاصله را از هنجارهای سادگی و عقلانیت محض کلاسیک میگیرد و زمینه ساز تحولات سبکی بعدی میشود. همچنین، عنصری بلخی فخامت را در نظم و ساختار مدیریتی و فرخی سیستانی حقیقت‌مانندی را در قالب وقایع‌نگاری تاریخی و عینی به کمال رسانده اند. این تنوع در اجرای اصول کلاسیک، نشان‌دهندۀ غنا و استحکام این دوره به عنوان هستۀ مرکزی ادبیات کلاسیک فارسی است. %U https://bahareadab.com/article_id/1944