%0 Journal Article %T خوانش بینامتنی داستان ‌«فریدون و ضحاک» در شاهنامۀ فردوسی و «موسی و فرعون» در مثنوی معنوی بر مبنای نظریۀ ترامتنیت ژنت %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Fatemeh Modarresi %A Sasan Ahmadi Kakavandi %A Vahid Eghbali %D 2025 %\ 2025/07/27 %N 116 %V 18 %P 61-80 %K Shahnameh %K Masnavi %K Fereydoun and Zahak %K Musa and Pharaoh %K intertextuality. %X زمینه و هدف: یکی از موضوعات نقد ادبی معاصر مسئلۀ بینامتنی است که غالباً به اندیشه انتقال معنی یا لفظ و یا هر دوی آنها از یک اثر ادبی به اثر ادبی دیگر با اختلاف در مقصد و هدف اطلاق می شود. دیدگاهی که در بینامتنیت وجود دارد این است که بعضی از نوشته ها چه به صورت نظم چه نثر، در سایۀ یک متن دیگر و برگرفته از اندیشه ها و نظرات دیگر شاعران و نویسندگان پیش از خود است که در ادب فارسی این موضوع بسیار دیده میشود. روشها: در این مقاله برآنیم تا موضوع بینامتنیت را در دو اثر سترگ شعر فارسی به صورت تحلیلی و توصیفی بررسی کنیم. یافته ها: شاهنامۀ فردوسی و مثنوی معنوی، از مهمترین آثار ادبی سرزمین ایران در قرن چهارم و هفتم به حساب می آیند که به خاطر اندیشه های ناب در سراسر آفاق شهره و شناخته شده اند. با وجود اختلافهای که در حماسی بودن شعر حکیم فردوسی و تعلیمی-عرفانی بودن شعر مولانا دیده میشود به صورت بینامتنیت، همسانیهایی در موازی بودن بعضی از شخصیتهای داستانی این دو اثر دیده میشود که به طور مشخص در داستان فریدون و ضحاک از شاهنامه و موسی و فرعون از مثنوی، قابل تامل و تبیین می‌باشد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان میدهد که مولوی و فردوسی براین عقیده اند که حقیقت نوعیه انبیاء و اولیاء در هر عصری قابل تکرار است و حقیقت نوعیه فرعون و ضحاک، همان شرک و کبر و جهلی است که در هر زمانی در هر نوع از انسانی بروز میکند. کشته شدن بسیاری برای پیدا کردن موسی و فریدون ، وجود معبران و خوابگزاران در هر دو داستان و تهدید قتل آنها، شباهت عصای آن دو هنگام بروز مشکلات‌ و ... از دیگر شباهتهای بین دو داستان است. %U https://bahareadab.com/article_id/1914