%0 Journal Article %T از شخصیت مسطح تا شخصیت گِرد: تحلیل شخصیت‌پردازی در بازنمایی جنگ در رمان «حفره» محمد رضایی‌راد %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A محمدرضا علی‌محمدزاده %A پروانه عادل‌زاده %A کامران پاشایی فخری %D 2026 %\ 1405/01/14 %N 126 %V 19 %P 29-52 %K شخصیت‌پردازی %K ادبیات جنگ %K رمان «حفره» %K محمد رضایی‌راد. %X زمینه و هدف: ادبیات جنگ در ایران طی دهه های اخیر از روایت‌های صرفاً حماسی و وقایع‌نگارانه فاصله گرفته و به سوی بازنمایی پیامدهای انسانی، روانی و وجودی جنگ حرکت کرده است. در این رویکرد، شخصیت‌ها فقط عامل پیشبرد رویدادها نیستند، بلکه کانون‌هایی برای تجسم اضطراب، ازهم‌گسیختگی هویت و اثرات تروما به شمار میآیند. این پژوهش کارکرد عنصر شخصیت و شیوه های شخصیت‌پردازی را در بازنمایی جنگ و آسیب‌های روحی در رمان «حفره» اثر محمد رضایی‌راد بررسی میکند. این رمان با دو خط روایی، دوران جنگ و پس از آن و با بهره گیری از سازوکارهای روایت جنایی، بستری برای کاوش در لایه های سبک‌شناختی، تاریخی و روانی تجربه جنگ فراهم میآورد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–توصیفی و بر پایه تحلیل متن‌محور انجام شده است. داده های پژوهش از دل رمان «حفره» استخراج شده اند و شامل تمامی شخصیت‌های اصلی و فرعی اثر می‌شوند. معیار انتخاب نمونه های تحلیلی بر سه اصل استوار است: نخست، میزان حضور و کارکرد شخصیت در پیشبرد روایت؛ دوم، نقش شخصیت در بازنمایی پیامدهای روانی و وجودی جنگ؛ و سوم، قابلیت شخصیت برای تحلیل از منظر نظریه های شخصیت‌پردازی مدرن. داده ها از طریق کدگذاری توصیفی و مفهومی در دو مرحله پردازش شده اند: در مرحله اول، صحنه های کلیدی و گفتارهای شخصیت‌ها شناسایی و کدگذاری شدند؛ در مرحله دوم، این کدها در قالب الگوهای غالب شخصیت‌پردازی دسته بندی و با چارچوب نظری پژوهش تطبیق داده شدند. یافته ها: یافته ها نشان میدهد «حفره» با ساختار روایی غیرخطی و تمرکز بر ذهنیت شخصیت‌ها، از شیوه های شخصیت‌پردازی غیرمستقیم بهره میگیرد؛ از جمله تک‌گویی درونی، قطعه قطعه شدن گفتار، تکرارهای معنا‌دار و پیوند دادن موقعیت‌های بیرونی با آشفتگی درونی. همچنین، روایت به جای توصیف مستقیم خصیصه ها، شخصیت را از خلال کنش‌ها، گفتار، افکار و نسبت او با فضای پیرامونی «نشان» میدهد و بدین‌وسیله خواننده را در تولید معنا درگیر میکند. نتیجه گیری: این راهبردها با فاصله گرفتن از کلیشه های رایج و پرهیز از قضاوت‌های قطعی راوی، امکان تأویل را گسترش میدهند و تصویری چندلایه از جنگ و پس از آن میسازند. در نتیجه، شخصیت‌ها ملموس‌تر و واقعی‌تر شکل میگیرند و متن، تجربه تروماتیک را نه به صورت گزارش، بلکه به مثابۀ زیست گسسته و مسئله مند بازنمایی میکند. %U https://bahareadab.com/article_id/2064