%0 Journal Article %T بررسی جنبه های متناقض و شالوده شکن در تأویلات عرفانی از آیات، در نامه های عین‌القضات %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A سعیده طباطبایی %A محمدرضا عابدی جیقه %A سکینه رسمی %D 2026 %\ 1405/01/18 %N 125 %V 19 %P 147-162 %K مکاتیب عین‌القضات %K ناهمخوانی %K تأویل عرفانی %K آیات قرآن %K هستی شناسی. %X زمینه و هدف: آیات قرآن کریم به عنوان مبادی اندیشه، تمدن و فرهنگ اسلامی، همواره بستر خوانش‌های متباین بوده است. در این میان، عرفان شهودی با گذر از دلالتهای فقهی و کلامی و تبیینیِ مطابق با سیاق ظاهر آیات، به ساحت تأویلهای حالی، شهودی و احیاناً شطحی روی آورده است. نگاه تأویلی-عرفانی عین‌القضات همدانی در نامه های خود، نمونه اعلای این رویکرد تفسیری شالوده شکن است. مسئله بنیادین این پژوهش، واکاوی و کالبدشکافی، ناهمخوانیها، تناقضات و تضادهایی است که از تقابل فهم رسمی، فقهی و سیاقی آیات قرآن با تأویل عرفانی، شهودی عین‌القضات در نامه هایش برمیخیزد. این تحقیق با هدف شناسایی و دسته بندی منطق درونی این تناقضات بر مبنای یک قالب تحلیلی سامان یافته است. روشها: روش‌شناسی این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد کالبدشکافی ساختاری متون است. جامعه ی آماری تحقیق، شامل تمامی آیاتی است که در نامه های سه جلدی عین‌القضات با رویکرد عرفانی تفسیر و تأویل شده اند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان میدهد که عین‌القضات با خلط آگاهانه ساحت‌های تکوینی و تشریعی، دلالتهای فقهی، انذاری و تاریخی قرآن را به کلی از دایره مصادیق تفسیری خود خارج میکند. در نگاه عرفانی او خطابات عام قرآن به خواص اولیا منحصر میشود و قصص تاریخی نمادهایی از احوال باطنی فنا و تجلی به حساب میآید. همچنین، او با ساخت متناقض‌نماهای عمیق یا یکسان انگاشتن نقیضین، ذهن مرید را از چهارچوب عقل جزئی نگر عبور داده و به ساحت تحیر توحیدی میکشاند. نتیجه گیری: ناهمخوانیها و تناقض های موجود میان تلقی عین القضات از آیات در مکاتیب با تفاسیر مشهور را نمیتوان ناشی از بدعت‌گرایی دانست، بلکه مواردی از این دست، مبتنی بر یک الگوی تحلیلی منسجم در عرفان سکرآمیز قابل تحلیل اند؛ الگویی که فاعلیت ثانویه وسایط و اسباب طبیعی را زیر سایه فاعلیت مطلق پروردگار قرار میدهد و در تحلیل امور از ظواهر ملموس و معقول میگذرد و به بواطن شهودی و توحیدی محض راه میبرد. %U https://bahareadab.com/article_id/2055