%0 Journal Article %T نظریه دلبستگی در تذکره الاولیا: بازخوانی نسبت مرید و مراد در مرز خوف و رجای روانشناسی دین %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A محمدامین عزیزپور %A فاطمه مدرسی %D 2025 %\ 1404/10/28 %N 121 %V 19 %P 115-131 %K نظریه دلبستگی %K تذکره الاولیا %K مرید و مراد %K خوف و رجا %K روانشناسی دین %K عطار نیشابوری. %X زمینه و هدف: این پژوهش با تمرکز بر متون عرفانی کلاسیک، به بررسی نسبت میان نظریه دلبستگی در روانشناسی دین و الگوی رابطه مرید و مراد در کتاب تذکره الاولیای عطار نیشابوری میپردازد. زمینه شکل‌گیری این مطالعه توجه روزافزون پژوهشهای معاصر به کاربست نظریه های روانشناختی در تحلیل تجربه های دینی و عرفانی است؛ ازاین‌رو هدف اصلی پژوهش، بازخوانی رابطه عاطفی و تربیتی میان مرید و مراد در چارچوب مفاهیم خوف و رجا و تبیین آن بر اساس نظریه دلبستگی است. روشها: این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از تحلیل محتوای حکایات منتخب تذکرهالاولیا صورت گرفته است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان میدهد که در روایتهای عطار، مراد اغلب به منزله «پایگاه امن» برای مرید عمل میکند و تجربه های خوف و رجا به عنوان سازوکارهایی برای تنظیم هیجانی، تعمیق اعتماد معنوی و شکل‌گیری هویت سلوکی سالک نقش دارند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که میتوان رابطه مرید و مراد را نمونه ای از الگوی دلبستگی معنوی دانست که در آن ترس از دوری و امید به قرب الهی به طور هم‌زمان فرایند رشد معنوی را هدایت میکنند. %U https://bahareadab.com/article_id/1993