%0 Journal Article %T بوطیقای روایت و شالوده شکنی زمان؛ بازخوانی مؤلفه های بومی رئالیسم جادویی در رمان «کمی دیرتر» سیدمهدی شجاعی %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A مهدی غفاری %A حجت‌اله غ‌منیری %A فوزیه پارسا %D 2025 %\ 1404/10/18 %N 121 %V 19 %P 25-42 %K بوطیقای روایت %K رئالیسم جادویی بومی %K زمانپریشی %K داستان کمی دیرتر %K سیدمهدی شجاعی. %X زمینه و هدف: در ادبیات داستانی متعهد، بازنمایی مفاهیم فراتاریخی همچون «انتظار» در ظرفِ محدودِ زمانِ تقویمی، همواره با چالش روبه رو بوده است. رمان «کمی دیرتر» با بهرهگیری از ظرفیتهای «رئالیسم جادویی»، میکوشد این ناممکن را ممکن سازد. هدف اصلی این پژوهش، تحلیلِ چگونگیِ «هنجارگریزی زمانی» در این اثر و پاسخ به این پرسش است که نویسنده چگونه با دستکاری در عنصر زمان، پارادوکسِ «اشتیاقِ زبانی» و «امتناعِ عملی» در مقوله انتظار را به فرمی روایی تبدیل کرده است. روش‌ مطالعه: پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و با تکیه بر چارچوب «بوطیقای روایت» (با نگاهی به نظریات وندی فاریس در باب طبیعی‌سازی امر شگفت)، ساختار فرمال رمان را واکاوی میکند. تمرکز تحلیل بر تکنیکهای مدیریت زمان و شخصیت‌پردازیهای دوگانه است. یافته ها: یافته ها نشان میدهد که نویسنده با خلق یک «کرونوتوپِ سیال» (حرکتِ معکوس از زمستانِ سردِ انکار به بهارِ حقیقت)، منطقِ خطی زمان را به چالش کشیده است. این امر از طریق سه تکنیک شاخص محقق شده است: ۱. «اتساع زمان» (کِش‌آمدنِ زمان در صحنه آسانسور) که تعلیق و اضطراب را عینی میکند؛ ۲. «زمانپریشی» (سفر فیزیکی راوی و اسد به سدههای پیشین و دیدار با علامه حلی) که مرزِ میانِ «روایتِ تاریخی» و «کنشِ داستانی» را محو میسازد؛ و ۳. «فراداستان» (خواندنِ رمانی که هنوز نوشته نشده) که اصلِ علیت را واژگون میکند. شخصیت «اسد» در این میان، نه یک تیپِ معمول، بلکه دالی شناور میانِ خواب و بیداری است که بارِ معناییِ این گسستهای زمانی را به دوش میکشد. نتیجه گیری: رمان «کمی دیرتر» الگویی از «رئالیسم جادویی بومی» را پیشنهاد میدهد که در آن، عناصر فراواقعی (مانند طی‌الارض یا تداخل دنیاها) نه برای شگفتی‌آفرینیِ صرف، بلکه برای توجیهِ منطقِ درونیِ «انتظار» به کار رفته اند. در این اثر، «فرم» خود به «محتوا» بدل شده و نشان میدهد که درکِ حقیقتِ انتظار، نیازمندِ خروج از زمانِ خطی و روزمره است. %U https://bahareadab.com/article_id/1988