%0 Journal Article %T جایگاه زنان در متون قرون میانه: مطالعۀ تطبیقی معجم‌البلدان یاقوتِ حموی و آثارالبلاد زکریای قزوینی %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A رقیه فتحی‌زاده زال %A محمد حکیم‌آذر %A زهرا قرقی %D 2026 %\ 1404/08/03 %N 120 %V 19 %P 39-63 %K جایگاه زنان %K جامعه شناسی تاریخی %K متون علمی- اجتماعی %K گفتمان زنانه %K معجم‌البلدان یاقوت %K آثارالبلاد زکریای قزوینی. %X زمینه و هدف: جایگاه زنان در متون قرون ششم تا هشتم هجری به دلیل تفاوت ماهوی این متون در ترکیب روایت‌های ادبی و توصیف‌های مستند، همواره با ابهام و چندلایگی همراه بوده است. فهم دقیق نقش اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زنان نیازمند تحلیل تطبیقی روایت‌های ادبی و داده های عینی مستند است. با تمرکز بر معجم‌البلدان یاقوتِ حموی و آثارالبلاد زکریای قزوینی، به تبیین جایگاه زنان در این متون و تعیین میزان نزدیکی آن‌ها به واقعیت‌های زیسته زنان در جوامع قرون میانه پرداخته می‌شود. تمرکز هم‌زمان بر معجم‌البلدان یاقوتِ حموی و آثارالبلاد زکریای قزوینی و مقایسه تطبیقی ‌‌آن‌ها به عنوان دو متن جغرافیایی- اجتماعی قرون میانه، رویکردی نسبتاً مغفول در مطالعات زنان است. اغلب پژوهش‌های پیشین به متون فقهی یا ادبی پرداخته اند و از دانشنامه های جغرافیایی غفلت شده است. روش‌ها‌: از روش تحلیل محتوای کیفی- توصیفی بهره گرفته شده و با چارچوب نظری جامعه شناسی ادبیات (با اتکا به دیدگاه های باستید، لوونتال و گلدمن) و تحلیل گفتمان روایی، داده های متنی مرتبط با جایگاه زنان شامل نقش‌های خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از دو اثر استخراج و تحلیل می‌شسود. یافته ها: معجم‌البلدان با نسبت دادن کنش اجتماعی، علمی و سیاسی به زنان، استفاده از روایت‌های میدانی، نقل اشعار و ذکر مصادیق عینی، الگویی از بازنمایی کنشگرانه و واقع‌گرایانه هویت زنانه ارائه می‌دهد که در آن زنان به عنوان کنشگران اجتماعی قابل شناسایی‌اند. در مقابل، آثارالبلاد زکریای قزوینی، اگرچه حضور زنان را ثبت می‌کند، اما این حضور غالباً در سطح توصیف‌های کلی، اخلاقی و نمادین باقی مانده است و زنان کمتر به عنوان کنشگران مستقل در ساختار روایت ظاهر شدند. تحلیل تطبیقی نشان داد که تفاوت‌های بازنمایی زنان نه صرفاً ناشی از تفاوت‌های سبکی، بلکه برآمده از کارکرد معرفتی، درجه واقعیت‌پذیری و منطق گفتمانی هر متن است؛ به گونه ای که میان نوع متن، سطح روایت‌پذیری واقعیت اجتماعی و شیوه صورت‌بندی هویت زنانه رابطه ای ساختاری برقرار است. نتیجه گیری: جایگاه زنان در متون قرون میانه تابعی از موقعیت معرفتی و کارکرد اجتماعی متن است؛ به طوری که متون علمی- اجتماعی با گرایش به ثبت تجربه های زیسته و کنش‌های واقعی، امکان بازنمایی هویت‌های زنانه کنشگر را فراهم می‌کنند، در حالی که متون اخلاقی- ادبی بیشتر به بازتولید الگوهای هنجاری و هویت‌های آرمانی تمایل دارند. %U https://bahareadab.com/article_id/1973