%0 Journal Article %T تحلیل گفتمان شعر فرخی سیستانی براساس نظریه گفتمان فوکو %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A پریسا رنجبری %A فاطمه مدرسی %D 2026 %\ 1404/08/01 %N 119 %V 19 %P 275-287 %K فرخی سیستانی %K میشل فوکو %K تحلیل گفتمان %K ادبیات بینارشته ای %X زمینه و هدف: شعر درباری فرخی سیستانی یکی از مهمترین متون ادبی دوره غزنوی است که در آن شاعر با بهره گیری از زبان و استعاره، جایگاه خود، سلطان و دشمنان را در چارچوب گفتمان قدرت تعریف میکند. هدف این پژوهش بررسی فرایند سوژه سازی و کارکرد زبان سلطه در اشعار فرخی بر اساس رویکرد فوکو است تا نشان داده شود چگونه شعر به بازتولید روابط قدرت و مشروعیت سیاسی کمک میکند. روشها:این مطالعه با روش تحلیل گفتمان انتقادی و بهره گیری از چارچوب نظری فوکو انجام شده است. ابتدا نمونههایی از ابیات فرخی سیستانی که در آنها شاعر، سلطان و دشمنان بازنمایی میشوند انتخاب گردید و سپس با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، استعارهها و تصاویر شعری در ارتباط با مفاهیم قدرت و حقیقت بررسی شد. یافتهها: نتایج نشان داد که شاعر خود را به عنوان «راوی حقیقت» سوژه سازی میکند، دشمنان را در جایگاه «باطل» و «تاریکی» قرار میدهد و سلطان را محور عدالت و نور معرفی مینماید. همچنین، استفاده از استعارههایی چون «خورشید»، «گلستان» و «تیغ» نشان میدهد که زبان شعر در خدمت تثبیت قدرت سیاسی قرار گرفته و روابط سلطه را طبیعی و مقدس جلوه میدهد. نتیجه گیری: تحلیل اشعار فرخی سیستانی نشان میدهد که شعر درباری نه صرفاً مدح و ستایش، بلکه ابزاری برای بازتولید گفتمان سلطنتی و مشروعیت‌بخشی به روابط قدرت است. در چارچوب نظری فوکو، این اشعار نمونه ای روشن از فرایند سوژه سازی و کارکرد زبان سلطه هستند که هویتها را تعریف کرده، حقیقت را تولید نموده و نظم سیاسی را تثبیت میکنند. %U https://bahareadab.com/article_id/1970