%0 Journal Article %T سوگ سیاوش در شاهنامه: تاب‌آوری اجتماعی و درمان اضطرابهای تاریخی در چارچوب نظریه های دورکیم، آنگار و الکساندر %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A محسن نگارستانی %A هوشمند اسنفدیارپور %A پوران یوسفی‌پور کرمانی %D 2026 %\ 1404/07/05 %N 118 %V 18 %P 145-164 %K شاهنامه %K سوگ سیاوش %K تاب‌آوری اجتماعی %K دورکیم %K اضطرابهای تاریخی. %X زمینه و هدف: این پژوهش با ترکیب نظریه های دورکیم (وحدت اخلاقی)، آنگار (تاب‌آوری اجتماعی) و الکساندر (ترامای فرهنگی)، به تحلیل آیین سوگ سیاوش در شاهنامه بعنوان سازوکاری هوشمند برای تبدیل اضطرابهای تاریخی به سرمایۀ اخلاقی میپردازد. روش: این پژوهش با روش هرمنوتیک تطبیقی-انتقادی و بررسی ابیات کلیدی، انجام شده است. یافته های پژوهش: یافته ها نشان میدهند این آیین از سه مسیر به مدیریت بحران می‌انجامد: نخست،مشارکت جمعیهمگان حتی دشمنان در سوگ، که با شکستن مرزهای فردگرایی (دورکیم)، انرژی اجتماعی لازم برای قیام کیخسرو را فراهم میکند. دوم،نمادسازی تاب‌آورانهاز طریق اسطوره سازی سیاوش بعنوان «عدالت شهیدشده» و خلق درخت پنددهنده، که رنج تاریخی را به ابزاری آموزشی تبدیل میکند (آنگار). سوم،بازروایتگری ترامابا جهت‌دهی هیجانات به برنامه های اصلاحی مانند تأکید بر «داد و آیین»، که چرخه خشونت را میشکند (الکساندر). نوآوری پژوهش در خلق چارچوبی ترکیبی است که شاهنامه را نه صرفاً بمثابه متن ادبی، بلکه بعنوان سندی جامعه شناختی بازمیخواند که آیینها را ابزاری برای مهندسی اجتماعی میداند. نتایج: این الگوی سه بُعدی (مشارکت، نمادسازی، بازروایتگری) درک ما را از تاب‌آوری بعنوان فرآیندی پویا عمق میبخشد و راهکاری کاربردی برای بحرانهای معاصر از شکافهای اجتماعی تا بی‌عدالتی ساختاری ارائه میدهد. مطالعه تطبیقی این الگو با اساطیر دیگر فرهنگها میتواند گامی به سوی نظریه ای جهان‌شمول در مدیریت تراماهای تاریخی باشد. %U https://bahareadab.com/article_id/1948