%0 Journal Article %T سبک‌شناسی آوایی و واژگانیِ توصیف شخصیتهای داستان سیاوش در شاهنامۀ فردوسی %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A لیلا عارفی %A حسنعلی عباس‌پور اسفدن %A محمدعلی خالدیان %D 2025 %\ 1404/05/23 %N 116 %V 18 %P 261-271 %K سبک‌شناسی %K آوایی %K واژگانی %K شاهنامه %K فردوسی %K سیاوش %K توصیف %K شخصیت. %X زمینه و هدف: شاهنامۀ فردوسی نه تنها گنجینه ای از حماسه و تاریخ اسطوره ای ایران است، بلکه نظامی زبانی و موسیقایی در خدمت بازنمایی شخصیتها و عواطف انسانی را در خود نهفته دارد. داستان سیاوش یکی از برجسته ترین بخشهای این اثر است که در آن فردوسی با بهره گیری از عناصر آوایی، واژگانی و موسیقایی، تصویری زبانی و هنری از شخصیتهایی چون سیاوش، سودابه، کی‌کاووس، رستم، گرسیوز و افراسیاب ارائه میدهد. روش‌ها: پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی‌ - تحلیلی و بر پایۀ روش سبک‌شناسی ساختارگرا، شیوۀ زبان‌پردازی فردوسی را در خلق و توصیف شخصیتها بررسی کند. در این پژوهش، تمرکز اصلی بر چگونگی تأثیر آوا و واژه در شکلدهی به چهرۀ اخلاقی، حماسی و تراژیک قهرمانان و ضدقهرمانان داستان است. یافته ها: فردوسی در داستان سیاوش، با بهره گیری از آهنگ کلمات، هماهنگی آوایی و گزینش واژگان دقیق و عاطفی، توانسته لایه های درونی شخصیتها را نه تنها از راه کنشهای بیرونی بلکه از طریق موسیقی درونی زبان آشکار کند. واج‌آراییهای نرم، تکرار واکه های بلند و واژه های خوش‌صدا در وصف سیاوش، تصویری از پاکی، نجابت و لطافت روح او میسازد و در مقابل، کاربرد واجهای انفجاری و واژگان سنگین در وصف افراسیاب و سودابه، بار عاطفی منفی و خشونت درونی این شخصیتها را برجسته میسازد. از سوی دیگر، تحلیل واژگانی نشان داد که بسامد بالای واژه های مرتبط با نور، سپیدی، پاکی و طبیعت در توصیف سیاوش، در برابر واژگان مرتبط با تیرگی، خون و آتش در وصف دشمنان او، نظام تقابلی روشنی را شکل میدهد که در خدمت معناپردازی اخلاقی و حماسی متن است. نتیجه گیری: فردوسی با مهارت زبانی خود، از سطح روایت فراتر میرود و از طریق انتخاب واژگان و موسیقی واژه، مرز میان خیر و شر، مظلومیت و ستمگری، و عشق و خیانت را در ذهن خواننده نهادینه میکند. %U https://bahareadab.com/article_id/1926