%0 Journal Article %T بحران شناخت در جامعه طبقه محور با تکیه بر نظریّه لوسین گلدمن در رمان معاصر فارسی (موردکاوی: جای خالی سلوچ اثر محمود دولت‌آبادی) %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A معصومه علمداری بادلو %A زهرا دری %A آذر دانشگر %A فاطمه حیدری %D 2025 %\ 1404/05/04 %N 116 %V 18 %P 197-216 %K بحران شناخت. جامعه طبقاتی. لوسین گلدمن. جای خالی سلوچ. جامعه %X زمینه و هدف: رمان جای خالی سلوچ اثر محمود دولت‌آبادی، تصویری گویا از جامعه روستایی و طبقاتی ایران را در دهه چهل و هنگام اصلاحات ارضی نشان میدهد که در آن روابط انسانی و فهم افراد از هویّت فردی و اجتماعی و واقعیّت، تحت تأثیر ساختار اجتماعی و اقتصادی قرار میگیرد بر اساس نظریّه لوسین گلدمن آگاهی افراد همواره محصول شرایط طبقاتی و ساختار اجتماعی و جامعه پیرامون آنهاست. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل «بحران شناخت» در جامعه روستایی و بحران زده در رمان جای خالی سلوچ، قصد دارد به تحلیل رفتار و اندیشه شخصیتهای رمان بپردازد و نشان میدهد که چگونه ساختار طبقاتی موجود در جامعه مانع درک صحیح واقعیّت یا تغییر آن میشود. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان میدهد که در رمان جای خالی سلوچ، شخصیتهای اصلی داستان بدلیل تعلق به طبقه محروم اجتماعی، دارای آگاهیهای محدود و متأثر از سنتها و فشارهای معیشتی هستند. این محدودیتها سبب ایجاد بحران در هویّت افراد و حتّی در روابط خانوادگی و جمعی نیز میشود. نتیجه پژوهش از نظر گلدمن آگاهی طبقه فرودست با محدودیتهای فرهنگی اجتماعی و اقتصادی در ارتباط کامل است و میتواند به فقر و عدم قدرت تبدیل شود که بازتاب آن در رمان جای خالی سلوچ کاملاً قابل مشاهده است. روش پژوهش: روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی بر اساس مطالعات کتابخانه ای با تکیه بر نظریّه جامعه شناسی لوسین گلدمن میباشد. نتایج پژوهش: نتایج پژوهش نشان میدهد که رمان جای خالی سلوچ نه صرفاً بازتاب رنجهای فردی، بلکه نمایانگر آگاهی طبقاتی جمعی در جامعه روستایی ایران است. دولت‌آبادی با ترسیم زندگی مرگان و فرزندانش، نشان میدهد که آگاهی اجتماعی بتدریج و در دل تجربه زیسته فقر و سلطه شکل میگیرد. از منظر گلدمن، این رمان نمونه ای برجسته از ادبیات متعهّد است که توانسته است وضعیّت طبقه فرودست جامعه را بخوبی بازنمایی کرده و به زبان آگاهی جمعی بدل شود. %U https://bahareadab.com/article_id/1922