فصلنامه تخصصی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)

فصلنامه تخصصی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
سال 11، شماره 2، ، شماره پی در پی 40

بررسی تفکر انتقادی در رسالۀ قشیریه و طبقات الصوفیه بر اساس مدلهای واتسون – گلیرز و مایرز

صفحه (107 - 128)
صفا تسلیمی(نویسنده مسئول)، بهاره درزی
تاریخ دریافت مقاله : بهار 96
تاریخ پذیرش قطعی مقاله : تابستان 96

چکیده
تفکر خلّاق با شاخصهایی نظیر جستجوگری، انتقاد، پذیرش استدلالهای درست، توانایی تطبیق داده ها، انعطاف­پذیری و نداشتن تعصب، اتخاذ موضع کردن، یکی از مولفه های مدرن در بررسی آثار آموزشی است. آموزه های عرفانی با اندیشه های سنت­­شکن در شالوده های فکری جامعه، بنمایه­ های پویایی فکری و تربیتی را با خود دارد. رساله قشیریه و طبقات الصوفیه هر دو از آثار عرفانی نخست به منظور آموزش و تربیت مریدان تالیف شده است. در این پژوهش تلاش شده است که برای نگاه همه جانبه به این آثار هم از مولفه های تربیتی – آموزشی ( مدل واتسون گلیرز) شامل 5 مورد مانند استنباط، شناسایی مفروضات، تعبیر و تفسیر و ... و هم از مولفه های ادبی (مدل مایرز) شامل 5 مورد از قبیل؛ کاربرد تمثیل و حکایت، طنز و انتقاد و ... استفاده شود. پس از بررسی داده ها در مدلهای تربیتی- ادبی مشخص شد که  رسالۀ قشیریه در مولفه های آموزشی در استنتاج خلّاقتر بوده و به مولفه های ادبی کمتر پرداخته است. نویسندۀ طبقات الصوفیه هر پنج مورد از مولفه های ادبی را بکار برده و در مولفه های آموزشی در تعبیر و تفسیر خلّاقتر بوده است.

کلمات کلیدی
تفکر انتقادی , رساله قشیریه , طبقات الصوفیه , مدل واتسون و گلیرز